عکسهای ماهواره ای دهستان ترمان:
(برای دیدن عکسها در اندازه واقعی بر روی آنها کلیک کنید)



+ نوشته شده در یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 8:57 بعد از ظهر  توسط محمد جواد نکوئی
|
بازي چوچلخ - چو چْْْْْْل
« چوچُلُخْ » جمع دو واژه «چْو» و «چُلُخْ» است. چو مخفف «چوب» و چُلُخْ به معني چوب کوچک ميباشد. جهت اجراي اين بازي يک چوب به طول تقريبي يک متر که معمولاً از نوع «چوب گز» است، تهيه ميکنند. سپس پوست آن را ميکنند. يک چهارم آن را ميبرند. به قسمت بزرگتر چوب «چو» و به قسمت کوچکتر « چُلُخْ » ميگويند. براي شروع، بازيکنان گودالي حفر ميکنند، طوري که چلخ روي آن قرار مي گيرد، و سر چو نيز زير چُلُخْ باشد. سپس بازيکنان به دو دسته تقسيم ميشوند و با قيد قرعه گروه انتخاب شده چوب را در دست گرفته و چُلُخْ را روي گودال به طور افقي قرار ميدهند، آنگاه چوب را زير چُلُخْ گذاشته و با گفتن و شنيدن کلمه حاضر چلخ را به طرف گروه دوم که با فاصله چند ده متري روبروي گودال ايستادهاند، با تمام قدرت پرتاب ميکند، اگر بازيکنان گروه مقابل (دوم) بتواند چُلُخْ را در هوا بگيرند، نوبت اين فرد تمام شده است ولي اگر نتوانستند، بازيکن گروه دوم چُلُخْ را از مکاني که افتاده به طرف چوب که در پشت گودال گذاشته شده، پرتاب ميکند، اگر به چوب خورد باز هم نوبت فرد تمام شده است و بازي با فرد ديگري از همان گروه اول آغاز ميشود. ولي اگر فرد گروه دوم نتوانست چُلُخْ را به چوب بزند بازيکن گروه اول تا چند مرتبه مثلاً 6 بار چوب خود را بر سه چُلُخْ ميکوبد. تا چُلُخْ به هوا بلند شود، سپس در هوا با چُلُخْ به چوب ضربه ميزند، و آن را از گودال دور ميکند. سپس از جايي که چُلُخْ بر زمين ميافتد، تا گودال را با چوب اندازه گرفته، اگر به مقداري که از قبل مشخص کردهاند رسيده تمام افراد گروه اول پشت گودال ميايستند و مانند بازي «تنيس روي ميز» به وسيله چوب چُلُخْ را به بالا مياندازند. و به فاصله دور پرتاب ميکنند. افراد گروه دوم نيز بايد به هر وسيله ممکن مانع پيشروي چُلُخْ گردند.
هنگاميکه همه اعضاي گروه اول مقدار ضربهاي که بايد ميزدند، زدند افراد گروه دوم از آخرين نقطهاي که چُلُخْ به آنجا افتاده، نفس خود را حبس کرده و با گفتن کلمه «بووو» به طرف گودال ميدوند. اگر نفر اول در ميان راه قادر به ادامه مسير نبود، نفر دوم از همانجا راهش را ادامه ميدهد و همينطور نفر سوم و چهارم و ...
اگر گروه دوم نتوانستند، فاصله ميان چُلُخْ تا گودال را بدون نفس کشيدن بپيمايند، گروه اول همانند قبل با چوب، چُلُخْ را از گودال دور ميکنند و افراد گروه دوم ميبايست با قطع نفس خود فاصله را دوباره بپيمايند. ولي هر وقت گروه دوم توانستند تمام راه را بدون نفس کشيدن طي کنند، گروه دوم نيز همانند گروه اول ميتوانند بازي را شروع نمايند.
منبع : کتاب فرهنگ عامه مردم لامرد
+ نوشته شده در چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 2:4 قبل از ظهر  توسط قاسم زارعی
|
لهجه شكلي از يك زبان است كه كلمات آن در تلفظ با هم تفاوتهايي دارند. اين تفاوتها گاهي در صامتها و گاهي در صوتهاست. شهرستان لامرد سه گونه گويش دارد:
1- گويش « اشكنان» كه همانگويش « لاري» است،
2- گويش« لري» كه در منطقه گلهدار وجود دارد.
3- لهجه لامردي كه در بخش مركزي و علامرودشت با تفاوتهايي وجود دارد.
كلمات مربوط به اشيا و وسايل
رديف کلمه برگردان آوانويسي
1 آرويز - غربال - الک -Arviz
2 آندسه - آهن دسته -Andasse
3 اَسـُّم- كفگير - Assom
4 اَوسار - افسار -Awsar
5 بازينك - اسباب بازي - Bazinak
6 بِجِلّي - چراغ قوه - Bejelli
7 بُگليت- چراغ اتو مب-يل Baglayt
8 بيگك- عروسک- Baygak
9 پاتيل- قابلمه- Patil
10 پاكش- جوراب- Pakas
11 پلَيت-ي حلبي- Palayti
12 پيشتو- کُلت- Pistaw
13 پيلَه- کيسه- Pila
14 جـُوتي- کفش- Juti
15 جـُومي- ظرف آبخوري- Jumi
16 چاكون- سبد- Cakun
17 چُمبيلَه- زنبيل- Cambila
18 خـُرچه- ناودان- Xorca
19 خيط- رشته- Xayt
20 دِرام- بشکه - Deram
21 سيزن- سوزن - Sizan
22 سيويچ - کلي-د Sivic
23 طّياره - هواپيما - Tayyare
24 فـَنـَر- فانوس - Fanar
25 كارذي- کارد - Karzi
26 كتري- قوري- Ketri
27 كـُلف- قفل - Kolf
28 كِلِنِكس - دستمال کاغذي - Keleneks
29 كـُلُهم - کلوخ- Kolom
30 کَلُون- قليان - Kalun
31 کِم- قيف - Kem
32 کَنچين- قندچين- Kancin
33 گاري- فرغون- Gari
34 گِلاس - ليوان- Gelas
35 مايتاوَه- ماهي تابه - Maytave
36 مَجومه- سيني بزرگ- Majume
37 مَختَک- گهواره- Maxtak
38 مَلَکه - پستانک - Makala
39 ملوند- گردنبند - Molvand
40 مَلين- النگو- Malin
41 مُندَه- تير برق- Monda
42 مَيارو- ترازو- Mayru
43 ميل پا - خلخال- Milpa
44 نعلين- دم پايي- Nalayn
45 واي-ر سيم برق - Vayer
46 هيلَو - تاب- Hilaw
كلمات مربوط به انسان
رديف کلمه برگردان آوانويسي
1 آرگ لثه Arg
2 آشنيک آرنج Asnik
3 بُچ دهان Boc
4 بُرم ابرو Borm
5 تُفتَه آب دهان Tofta
6 چِش چشم Ces
7 خِر گلو Xer
8 دُماخ بيني Domex
9 زاني زانو Zani
10 سه لُچ لب شکري Seloc
11 سيريکو سکسکه Siriku
12 کاچ لوچ Kac
13 کَپ دهان Kap
14 کَپ فراخو خميازه Kapfaraxu
15 کِترِم پاي لنگ Ketrem
16 کَچ چانه Kac
17 کُخ قوز Kox
18 کُک سرفه Kok
19 کَلَمُچ استخوان Kalamoc
20 کُم شکم Kom
21 کول کتف Kul
22 گارِشت آروغ Garest
23 گِريخ گريه Gerix
24 گيچَنگ گل مژه Gicenak
25 ليوير لب Livir
26 مُچَل چُلاق Mocal
27 مُل گردن Mol
28 مين مو Min
29 وخشه عطسه Vaxsa
كلمات مربوط به اسم ها
رديف کلمه برگردان آوانويسي
1 بآ پدر Ba
2 باپيرو پدر بزرگ پدري Bapiru
3 باخالو پدر بزرگ مادري Baxalu
4 بيگ عروس Bayg
5 چيپون چوپان Cipun
6 خالو-خال دايي Xalu-Xal
7 خُلَو خاله Xalaw
8 داذا خواهر Daza
9 دَي مادر Day
10 دي خالو مادر بزرگ مادري Day Xalu
11 دي با مادر بزرگ پدري Day baw
12 زيفه زن ناشناس Zayfe
13 عامو عمو Amu
14 عَمَّو عمه Ammaw
15 فامه- فاطي فاطمه Fama-Fati
16 کاکا برادر Kaka
17 کَلَکو پسر ناشناس Kalaku
18 گِنا ديوانه Gena
19 مِشي سن مشهدي حسن Mesay san
20 مِشي سين مشهدي حسين Mesay sayn
21 مِشي مَه مشهدي محمد Mesay ma
كلمات مربوط به ميوه ها و خوردني ها
رديف کلمه برگردان آوانويسي
1 آلو سيب زميني Alu
2 آو آب Aw
3 باکِرين ته ديگ Bakerayn
4 باکِلَه باقلوا Bakela
5 تُروَزه تربچه Torvaza
6 تماته گوجه فرنگي Tamata
7 چاکِلَيت شکلات Cakelayt
8 خاگ تخم مرغ Xag
9 خاگ تماته املت Xag tamata
10 خَرَک خارک Xarak
11 خُشکو کشک Xosku
12 خيار خربزه Xiyar
13 علوچ آدامس Aluc
14 کَتِخ آبگوشت Katex
15 کيلي نان Kili
16 کَلّه کُمه کله پاچه Kalla koma
17 نيمور ليمو Nimur
كلمات مربوط به حيوانات و حشرات
رديف کلمه برگردان آوانويسي
1 اسپ شيطون سنجاقک Aspe saytun
2 بالين مرغ يک ساله Balin
3 بچيله جوجه Bacila
4 بُنجير گنجشک Bonjir
5 بيذي کور جغد Bizikur
6 پازن بز نَر Pazan
7 پخشَه پشه Paxsa
8 پرپروک پروانه Parparuk
9 پيليسير پرستو Pilisir
10 تَتَک سوسک Tatak
11 جِلِلَو عنکبوت Jelelaw
12 جُنگه گاو نر Jonga
13 چُخُو چکاوک Coxu
14 چَکَل بز نر Cakal
15 چيکو جوجه کوچک Ciku
16 دي مارو مار مولک Day maru
17 ستور شغال پير Satur
18 طوره شغال Tura
19 کلاغ جيرو زاغ نوک سرخ Kala jiru
20 کَلبُک قورباغه Kalbok
21 کَموتر کبوتر Kamutar
22 کموتر چَهي فاخته Kamutare cahi
23 کموتر کُرّو کبوتر صحرايي Kamutare korru
24 کَهره بزغاله Kahre
25 کوگ کبک Kawg
26 گا گاو Ga
27 گِرَه مورچه Gera
28 گُروه گربه Gorva
29 گُنج زنبور Goni
30 گُنج زردو زنبور زرد Gonje zardu
31 گُنج کَمرو زنبور قرمز Gonje kamaru
32 گووَر گوساله Guvar
33 گوش مارک هزار پا Gosmarak
34 گيسه بز ماده Gisa
35 لُف آفتاب پرست Lof
36 لوشي راسو Lusi
37 ماين ماهي Mayn
38 مُشک موش Mosk
39 مَيگ مَلخ Mayg
40 نووَر گوساله ماده Nuvar
كلمات متفرقات
رديف کلمه برگردان آوانويسي
1 اَخَلوک گرد باد Axaluk
2 اَرو خارشتر Aru
3 اَفتو آفتاب Aftaw
4 اَور ابر Awr
5 اَو رَو جوي آب Aw raw
6 بُلگرمه خاکستر Bolgarma
7 بون بام Bun
8 پاچه شلوار Paca
9 پَسين عصر Pasin
10 پِشکل فضله بز و گوسفند Peskal
11 پِش برگ نخل Pes
12 پَلَشت کثيف Palast
13 پيسَه پول Paysa
14 تش آتش Tas
15 تماّک تنباکو Tammak
16 چاس ظهر- ناهار Cas
17 حوضين حوض Howsin
18 خَجَه هيزم Xaja
19 خَس باغچه- باغ Xas
20 دِروْ زبر Derv
21 سرگين فضله گاو Sergin
22 شمشيرک برق آسماني Samsieak
23 شِي زير- پايين Si
24 فَضا حياط خانه Faza
25 فَصيل نهال نخل Farsil
26 کُپَّه برآمدگي Koppa
27 کَميس پيراهن Kamis
28 کُلفَه زخم Kolfa
29 کَلَه سوراخ Kala
30 گار قير Gar
31 گَپ صحبت Gap
32 گُت بزرگ Got
33 مُخ نخل Mox
34 مُدبخ آشپز خانه Modbax
35 مستراح توالت Mostarah
واما زبان مردم گله دار:
زبان مردم گله دار در گذشته اي نه چندان دور، فارسي دري به گويش لاري بوده است اما بعد از آمدن "ملا فريدون لر" به اين منطقه و نفوذ قبيله وي در ميان مردم گويش لري رواج پيدا مي کند و امروز مردم گله دار و حومه به استثناي روستاهاي اسير، هرج، شلدان و سرگاه بقيه روستاها به زبان يا گويش لري صحبت مي کنند. در ضمن تذکر اين نکته نيز لازم است که در هر روستا کلمات و جملات با آهنگ خاصي تلفظ مي شود.
به نمونه اي از اين کلمات که در گويش لري بخش گله دار به کار مي رود توجه کنيد:
رديف کلمه برگردان آوانويسي
1 اَري مي روي Arai
2 اخي مي خواهي Axai
3 اسه اکنون Esah
4 اَواخي آب مي خواهي؟ Aw Exai
5 اِگم مي گويم Egom
6 نيخي نمي خواهي Nixai
7 اتري مي تواني Etari
8 هونه خانه Hunah
9 وَي بو مي شود Waibo
10 سچه براي چه؟ Seceh
+ نوشته شده در چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 1:33 قبل از ظهر  توسط قاسم زارعی
|
عيد فطر
عيد فطر از اعياد بزرگ مسلمين است. مردم در روز آخر ماه مبارك رمضان براي ديدن ماه به پشت بام خانهها و ... رفته و پس از رؤيت هلال ماه شوال مراسم مهمترين عيد خود را برگزار مي كنند. شادي و شعف خاصي سراسر شهر را فرا گرفته، مردم با خريد البسه نو براي خود و فرزندانشان روح تازه اي به شهر ميبخشند. صبح روز عيد فطر پس از انجام غسل عيد و پوشيدن لباسهاي خود به طرف محل برگزاري نماز عيد مي روند. نماز عيد در گذشته در تمام روستاها و محله ها برگزار مي شد، اما امروزه علاوه بر آن در مركز شهر لامرد و مراكز بخشها نيز با شكوه خاصي برگزار مي گردد. پس از اقامه نماز مردم يكديگر را در آغوش گرفته، ضمن آرزوي قبولي طاعات و عبادات براي آشنايان خود، كساني را كه مدتي با يكديگر قهر بودند، در اين روز آشتي داده و بعد از آن براي شركت در مراسم فاتحه خواني اشخاصي كه در يك سال اخير فوت شده اند، به حسينه مي روند، معمولاً اسم اين مجلس عيدانه است.
منبع: كتاب فرهنگ عامه مردم لامرد
عيد نوروز
عيد نوروز از آداب و رسوم ايران باستان است، مردم لامرد قبل ا ز پيروي انقلاب با مراسم عيد نوروز هيچ گونه آشنايي نداشتند، و در مورد چگونگي برگزاري اين مراسم چيزي نمي دانستند. براي آنان بهترين عيد، عيد فطر به شمار مي رفت و فقط به منظور اجراي اين مراسم چند روز تعطيل بودند. شايد مردم لامرد به علت تعصبات مذهبي به اين مراسم اهميت نمي دادند، يا اينكه ماه اول بهار براي آنان ماه آخر بهار است. زيرا آغاز سرسبزي اين منطقه از دي ماه آغاز شده و اول فروردين ماه براي آنان حكم طراوت و تازگي را ندارد.
«سيزده به در» نيز تا قبل از انقلاب در بيشتر روستاها و محله ها ناشناخته بود، يا اينكه براي مردم اهميتي نداشت، اما بعد از انقلاب تا حدودي بسيار كم رنگ به اين مراسم بها مي دهند. مراسم «شب چله » نيز با فرهنگ اين مردم نا آشنا است.
منبع: كتاب فرهنگ عامه مردم لامرد
+ نوشته شده در چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 1:32 قبل از ظهر  توسط قاسم زارعی
|
ازدواج
مراسم عروسي و ازدواج در شهرستان لامرد بر اساس آداب و رسوم خاص منطقه كه نشان دهنده انگيزههاي ديني و روحيات شاد مردم اين منطقه است انجام ميگيرد.
سنتهاي پيش از مراسم عروسي چنيناند: كاغذگيرون يا اذن گيرون، ري گوشون و لك برون.
و سنتهاي مراسم عروسي شامل: حنابندان، سرتراشون، سر رو بردن داماد، چوب بازي، حلواي پس پرده و واطلبان ميباشد.
كاغذگيرون يا اذن گيرون:
پس از رضايت خانواده ها و خود دختر و پسر كه معمولاً با رفتن چند معتمد بعنوان «قاصد» از طرف خانواده داماد به منزل پدر عروس در چندين جلسه صورت ميگيرد، خانواده پسر چند معتمد از اهل روستا را به همراه يك روحاني به منزل خود دعوت ميكنند و سپس اين جمع، جهت مراسم عقد به خانه دختر ميروند، و مراسم عقد برگزار ميشود. پس از آنكه دختر لامردي، بعد از سه بار تكرار عاقد، «بله» گفت بر روي سرش نقل ميپاشند و شيريني پخش ميكنند و زنها كل ميكشند و شادي مينمايند. سپس بزرگان هر دو خانواده در كنار هم موارد توافق شده مانند مهريه و ... را بر روي كاغد مينويسند و همراهان آنرا امضاء ميكنند، در اين كاغذ كه مبلغ و ميزان مهريه دقيقاً مشخص شده است تمامي موارد، مانند يك مدرك ثبت شده و به خانواده داماد سپرده ميشود و مراسم «كاغذگيرون» به اتمام ميرسد.
ري گوشون:
در روز يا شب بعد از عقد، پسر به خانه دختر كه حالا«نامزد» او شده است ميرود و يك هديه زينتي مانند: ساعت، حلقه، گوشواره، گردنبند و ... براي او ميبرد و بدين صورت اولين ديدار پس از محرميت را با خاطره خوش همراه مينمايند. چون اغلب اوقات هديه اول، يك گوشواره است اين مراسم به «ريگوشون» يعني زينتي براي گوش معروف شده است، و يا از آنجائيكه اين هديه، بهانه اي براي اولين ديدار است به آن «دي گوشون» گفته شده چرا كه مراسم به يك هديه گوشواره ختم نميشود و پس از آن پسر بر طبق رسوم، گاهگاهي موفق به ديدار روي همسر خود ميشود. لازم به ذكر است كه در اكثر شهرهاي ايران، اصطلاح «نامزدي» به دوران قبل از عقد اطلاق ميگردد ولي در اين شهر مذهبي، اين اصطلاح به دوران پس از عقد گفته ميشود.
لک برون:
خانواده پسر و دختر، يك روز را با توافق معين ميكنند كه خانواده داماد، پارچههايي كه براي لباس عروس خريداري كردهاند را به خانه دختر ببرند. معمولاً اين پارچه را در چمداني گذاشته و آنرا با گلهاي طبيعي زينت ميدهند و خواهر داماد آن را بر روي سر گذاشته و به نزد خانواده عروس ميبرد. در آنجا پارچه به اندازه لازم بريده ميشود «لك در زبان لامردي يعني پارچه» و به همين دليل كه پارچه بريده شده و آماده دوخت مي گردد به اين مراسم لكبرون ميگويند.
مراسم عروسي:
در اين روز، داماد در منزل خود و يا منزل پدري به گونهاي سنتي در ميان جمع، اصلاح ميشود كه به اين مراسم «سررو» گفته ميشود، خانواده داماد لباسهاي داماد را به تن او ميكنند و در خاتمه دو نوار به رنگهاي سبز و قرمز به بازوي داماد ميبندند كه هر رنگ نشان از اعتقادي كهن دارد، رنگ سبز نشان شجاعت است و رنگ قرمز معناي خون سرخ شهيد را ميدهد كه غالباً اين پارچهها از كربلا يا اماكن مقدسه ديگر به جهت تبرك آورده ميشود. پس از اين مراسم، داماد، عروس را به منزل خود ميبرد.
آرايش عروس:
در گذشته موي سر عروس را روغن زده شانه ميكردند و صورت او را نيز كمي با نوعي ماده گياهي گلگون مينمودند و به چشم او سرمه ميكشيدند و اين آرايش فقط هنگام عروسي انجام ميشد، اكنون يك روز قبل از مراسم عروسي، او را به آرايشگاه برده و با وسائل آرايشي جديد، او را ميآرايند.
مراسم لك برون
حنابندون
مراسم حنابندان
سر تراشون
سررو بردن
عروسكشان
تصنيف مراسم لك برون
بادا بادا ميكنيم، سر چمدون وا ميكنيم اگه ساعت توش نويذ داماد و رسوا ميكنيم
بادا بادا ميكنيم، سر چمدون وا ميكنيم اگه گوشواره توش نويذ داماد و رسوا ميكنيم
بادا بادا ميكنيم، سر چمدون وا ميكنيم اگه پترين توش نويذ داماد و رسوا مي كنيم
اي عروس خومونن جومش برجوونن صلي علي محمد صلوات بر محمد
اي عروس خومونن چادر اسر جوونن صلي علي محمد صلوات بر محمد
اي عروس خومونن مكنا اسر جوونن صلي علي محمد صلوات بر محمد
اي عروس خومونن گوشواره گوش جوونن صلي علي محمد صلوات بر محمد
اي عروس خومونن پترين اپوزجوونن صلي علي محمد صلوات بر محمد
حنابندون
اسبز سبز سبز جانمي دختر سبزشو مهمانمي
اسبز سبز سبز جانمي حنا كنم بار سبز جانمي
اسبز سبز سبز جانمي دختر سبزشو مهمانمي
حناي روسي سبز جانمي براي عروسي سبز جانمي
اسبز سبز سبز جانمي دختر سبز شو مهمانمي
كبوتر چاهي سبز جانمي تيپرحنايي سبز جانمي
اسبزسبز سبز جانمي دختر سبزشو مهمانمي
قربونت وايوم سبزجانمي تيپات گل ايوم سبزجانمي
اسبزسبز سبز جانمي دختر سبزشو مهمانمي
قربون نومت سبزجانمي ميشم غلومت سبزجانمي
تصنيف مراسم حنابندان
حنابندي حنابندو حنابندون عروس حنابندي حنابندو حنابندون عروس
به قربان حناي پشت دستت و حنابندي حنابندو حنابندون عروس
حناي پشت دستت نقش بسته و حنابندي حنابندو حنابندون عروس
خودم چاق ميكنم ميبندم به دستت و حنابندي حنابندو حنابندون عروس
سر راهت نشينم فال گيرم حنابندي حنابندو حنابندون عروس
سر راهم دو تا شد واي بر من و حنابندي حنابندو حنابندون عروس
رفيق از موجدا شد رفت به غربت و حنابندي حنابندو حنابندون عروس
به غربت آشنا شد واي بر من و حنابندي حنابندو حنابندون عروس
دم كوچه كه قدم وا نمي شه و حنابندي حنابندو حنابندون عروس
سر كوي بلندم واي بر من حنابندي حنابندو حنابندون عروس
سر كوي گوتو تش ميكنم حنابندي حنابندو حنابندون عروس
گليماي ميخكي رنگ ميكنم و حنابندي حنابندو حنابندون عروس
گليماي ميخكي رنگي نداره و حنابندي حنابندو حنابندون عروس
سر تراشون
اسا پلنگ سرتراش سر داماد بتراش هموجا كه سر مي تراشيدن آب و گلاب ميپاشيدن
اسا پلنگ سرتراش سر داماد بتراش هموجا كه سر ميتراشيدن نقل و نبات ميپاشيدن
اسا پلنگ سرتراش سر داماد بتراش خر سواريت ميزم كه شوختر بتراش
اسا پلنگ سرتراش سر داماد بتراش ماشين كويتيات ميذم كمي زودتر بتراش
اسا پلنگ سرتراش سر داماد بتراش صندوق پليتيات ميذم كمي زودتر بتراش
همه سرتراشون شه مبارك باشه داماي جونيشه سلامت باشه
همه سرتراشون شه مبارك باشه كاكاي جوني شه سلامت باشه
همه سرتراشون شه مبارك باشه داداي جوني شه مبارك باشه
همه سرتراشون شه مبارك باشه عموهاي جوني شه مبارك باشه
همه سرتراشون شه مبارك باشه داماي شو خوشه سلامت باشه
تصنيف مراسم سررو بردن
انداز كارش ميكنن كاكاي جونيش حالا گل ا گلدون ميره، داما به حموم ميره
سر راهش ميزنن خيمة شادي حالا گل ا گلدون ميره، داما به حموم ميره
انداز كارش ميكنن داذاي جونيش حالا گل ا گلدون ميره، داما به حموم ميره
ميل و پسين داماد اسبا به زين داماد ميشينم و دلداري كنم كوتش طلاكاري كنم
ميل و پسين داماد اسبا به زين داماد ميشينم و دلداري كنم كوتش قلمكاري كنم
ميل و پسين داماد اسبا به زين داماد ميشينم و دلداري كنم ساعتش طلاكاري كنم
ميل و پسين داماد اسبا به زين داماد ميشينم و دلداري كنم پيرهنش قلمكاري كنم
تصنيف عروسكشان
هزار هزارا بيت در وا كنيد چبك سوارا بيت در وا كنيد
كي پس دركي پس در طيفة داماد پس در
هزار هزارا بيت در وا كنيد چبك سوارا بيت دروا كنيد
كي پس دركي پس در طيفة سنگين پس در
هزار هزارا بيت در وا كنيد چبك سوارا بيت دروا كنيد
كي پس دركي پس در خالوي جونيش پس در
اي ننه من مسافرم اي ننه من مي خوام برم
اي ننه گندم پاك كن اي ننه يادم وا كن
اي ننه من مسافرم اي ننه من ميخوام برم
اي ننه چايي دم كن اي ننه قليون چاق كن
اي ننه من مسافرم اي ننه من ميخوام برم
اي ننه تو را به خدا عمه را صدا كن تا بيا
اي ننه من مسافرم اي ننه من مي خوام برم
بلال بلال بلالي بلالم مادر خداحافظ بكني حلالم
كاكاش ميآمي گو كه ...كجان مادر خداحافظ بكني حلالم
بلال بلال بلالي بلالم مادر خداحافظ بكني حلالم
داداش ميآمي گو كه...جان مادر خداحافظ بكني حلالم
اي سفيد دست مو تو خواستم يار سرمه چشم مو تو خواستم
گوشوارت يكي خوم دوتاش كردم عموت نه رضا خودم رضاش كردم
پيرهنت يكي خوم دوتاش كردم خالت نه رضا خودم رضاش كردم
اي سفيد دست مو تو خواستم يار سرمه چشم مو تو خواستم
اي عروس قبله نما خوشآمدي منزل ما قد و بالات نديده بودم چادر برا بريده بودم
اي عروس قبله نما خوشآمدي منزل ما دستاتو من نديده بودم ساعت برات خريده بودم
اي عروس قبله نما خوشآمدي منزل ما قد و بالات نديده بودم چادر برات خريده بودم
اي عروس قبله نما خوشآمدي منزل ما سرو صورتت نديده بودم روسري برات خريده بودم
+ نوشته شده در چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 1:28 قبل از ظهر  توسط قاسم زارعی
|
تصويري از آثار به جامانده دوران ساسانيان در منطقه باستاني اسير معروف به تمب بت
+ نوشته شده در دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 10:45 قبل از ظهر  توسط قاسم زارعی
|
لباس محلی زنان لامرد و ترمان که اکنون هم دربعضی موارد مثل مراسم عروسی پوشیده میشود.

+ نوشته شده در دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 10:39 قبل از ظهر  توسط قاسم زارعی
|
|
محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست! ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.سلام بر حسین (ع) |
|
|
+ نوشته شده در یکشنبه 1 بهمن1385ساعت 8:55 قبل از ظهر  توسط خلیل حیدری
|
تهران- خبرگزاري كار ايران
بنابر گزارش منابع سازمان اطلاعات نيروي نظامي انگلستان، تروريستها براي حمله به پايگاه نيروي نظامي انگلستان در بصره عراق از نقشههاي آنلاين وب سايت GOOGLE EARTH براي رديابي و تعيين محل دقيق حملات خود استفاده كردهاند. 
به گزارش ايلنا, به نقل از سخنگوي سازمان اطلاعات نيروهاي نظامي انگلستان, ما معتقديم تروريستها و مهاجمان با استفاده ازGOOGLE EARTH توانستهاند مكان امكان نيروي نظامي انگلستان و چادرهاي آنان را رديابي كنند.
وي، در ادامه گفت: طي هفته گذشته مدارك و اسنادي از منازل اين تروريستها به دست آمده كه نشان دهنده جستجوي آنها در سايت نقشههاي آنلاين گوگل بوده است.
پايان پيام
+ نوشته شده در چهارشنبه 27 دی1385ساعت 10:5 قبل از ظهر  توسط خلیل حیدری
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 27 دی1385ساعت 9:59 قبل از ظهر  توسط خلیل حیدری